اصل کار
انواع مختلف ابزار انعقاد از اصول متفاوتی استفاده می کنند. در حال حاضر روش های اصلی تشخیص عبارتند از روش انعقاد، روش کروموژنیک بستر، روش ایمنی، روش آگلوتیناسیون لاتکس و ....
1. روش انعقاد (روش بیوفیزیکی)
روش انعقاد به این صورت است که تغییرات یک سری کمیت های فیزیکی (نور، الکتریسیته، حرکت مکانیکی و غیره) در پلاسما را تحت تأثیر یک فعال کننده انعقاد تشخیص داده و سپس داده های به دست آمده را توسط رایانه تجزیه و تحلیل کرده و به نتیجه نهایی تبدیل می کند. ، بنابراین می توان آن را قانون فیزیکی بیولوژیکی نیز نامید.
2. روش کروموژنیک بستر (روش بیوشیمیایی)
روش کروموژنیک سوبسترا استنباط محتوا و فعالیت ماده مورد آزمایش با اندازه گیری تغییر جذب سوبسترای کروموژنیک است که می توان آن را روش بیوشیمیایی نیز نامید. اصل این است که به طور مصنوعی یک پپتید کوچک که دارای توالی مشابهی از اسیدهای آمینه با عوامل انعقادی طبیعی است و حاوی یک مکان عمل خاص است، سنتز می شود و ژن شیمیایی را که می تواند برای تولید رنگ هیدرولیز شود با اسید آمینه محل فعال متصل می کند. در حین تعیین، از آنجایی که فاکتور انعقادی دارای فعالیت آنزیم پروتئولیتیک است، نه تنها می تواند بر روی زنجیره پپتیدی پروتئین طبیعی اثر کند، بلکه می تواند بر روی بستر زنجیره پپتیدی مصنوعی نیز عمل کند، در نتیجه ژن کروموژن را آزاد کرده و محلول را رنگ می کند. سایه رنگ تولید شده متناسب با فعالیت فاکتور انعقاد است و امکان تعیین کمیت دقیق را فراهم می کند. در حال حاضر، دهها سوبسترای پپتیدی مصنوعی وجود دارد، و رایجترین مورد استفاده p{0}نیتروآنیلین (PNA) است که زرد است و میتوان آن را در طول موج 405 میلیمتر اندازهگیری کرد.
3. روش های ایمونولوژیک
در روش ایمونولوژیک از ماده آزمایش خالص شده به عنوان آنتی ژن استفاده می شود و آنتی بادی مربوطه تهیه می شود و سپس با واکنش آنتی ژن{0}}آنتی بادی ماده آزمایشی به صورت کیفی و کمی تعیین می شود.
تاریخچه توسعه
در سال 1910، کاتمن اولین ابزار انعقادی جهان را اختراع کرد که زمان انعقاد پلاسما را با اندازه گیری تغییر ویسکوزیته در طول انعقاد خون منعکس می کند.
در سال 1922، کوگلماس از یک کدورت سنج برای اندازه گیری تغییر در نور عبوری استفاده کرد تا زمان انعقاد پلاسما را منعکس کند.
در سال 1950، اشنیتگر و گراس یک دستگاه انعقاد بر اساس روش الکترو{1}}گالوانیکی اختراع کردند.
در دهه 1960، ابزارهای انعقاد مکانیکی توسعه یافتند و روش مهره های مغناطیسی مسطح اولیه ظاهر شد.
پس از دهه 1970، با توجه به توسعه صنایع مکانیکی و الکترونیکی، انواع ابزارهای انعقاد خودکار متوالی به بازار آمدند.
در دهه 1980، با توجه به ظهور بسترهای کروموژنیک و کاربرد آنها در تشخیص انعقاد خون، دستگاه انعقاد خودکار نه تنها میتواند آزمایشهای غربالگری عمومی را انجام دهد، بلکه عوامل منفرد سیستمهای انعقاد، ضد انعقاد و فیبرینولیز را نیز تشخیص میدهد. تشخیص ضد انعقاد و فیبرینولیز امکان پذیر می شود.
در اواخر دهه 1980، اختراع روش مهره مغناطیسی مدار مغناطیسی دوگانه، مفهوم جدیدی را برای تشخیص ترومبوز و هموستاز به ارمغان آورد. با توجه به اصل طراحی منحصر به فرد آن، برخی از عوامل موثر در تشخیص نوری دیگر در این نوع ابزار تشخیص وجود ندارند.
در دهه 1990، توسعه کانال ایمنی ابزار انعقاد خودکار، روشهای تشخیص مختلف را ادغام کرد و موارد تشخیص جامعتر بود، که روش جدیدی برای تشخیص ترومبوز و هموستاز ارائه کرد.
